×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۳۱ خرداد - ۱۳۹۷  
it is true
false
true
محمد دین دشتی؛  نویسنده، کارگردان و تهیه کننده…

🔸چه عاملی باعث شد که شما وارد عرصه هنر شدین و از چه سالی پی بردید که این علاقه در شما شکل گرفته وچگونه؟(انگیزه شما چگونه در والی هنر آغاز شد؟)
🔹مهمترین عامل علاقه من بود
که این مورد تقریبا برمی‌گردد به دهه هفتاد
که من در آن دوران در مدرسه فاروق اعظم مشغول تحصیل بودم من خیلی علاقمند بودم به اینکه بتوانم جلوی جمعیت دیالوگ بگویم
یعنی در واقع علاقه خودم را از همان روزهای اول به هنرهای نمایشی احساس کردم.
علاقمندی و عشق به هنرهای نمایشی باعث شد از دوران ابتدایی وارد این عرصه بشوم.
 بعد از گذشت زمانی اندک علاقه خودم را با بازی در نمایش مراسمات مدرسه ای(مدارس شهید محلاتی و فاروق اعظم) نشان دادم
 بعد از آن با آقای ارباب بی کس رئیس کتابخانه عمومی آشنا شدم که در آن سال تصمیم داشتم در جشنواره تئاتر استانی شرکت کنم.
🔸اولین نمایشی که درآن ایفای نقش کردید چه بود؟و به دنبال آن چه نمایش های دیگری، با چه موضوعاتی و در چه جشنواره هایی در سال های آغازین ورودتان به عرصه هنر اجرا کرده اید؟
اندکی در این خصوص برایمان شرح دهید.
🔹 اولین نمایشی که ایفای نقش کردم نمایش میار با نقش پسر ملا پیرسهراب بود که یک دیالوگ بیشتر نداشت.
بعد از اتمام جشنواره به نمایش های دانش آموزی و نمایشنامه خوانی و نمایشنامه نویسی علاقمند شدم.
ایرانشهر انجمن نمایشی داشت که دوستانم من را عضو انجمن کردند ولی چون سنم نسبت به بقیه کمتر بود و در عین حال خیلی تمایل به بازی داشتم، متاسفانه فرصت حضور پیدا نکردم.
 خوشبختانه برای من فرصتی ایجاد شد که در جشنواره تئاتر روستا که در تهران برگزار شد شرکت کنم،
در آنجا با شخصی به اسم حسینی که اصالتا کُرد بود و تقریبا همسن و سال خودم بود و همچنین همانند من علاقمند به تئاتر بود آشنا و دوست شدم،
ایشان نمایشنامه ای به نام (شاید وقتی دیگر) نوشته بود و این نمایشنامه را به من اهدا کرد و گفت میتوانی همین نمایش را در شهر خودت تمرین و اجرا کنی.
نمایشنامه (شاید وقتی دیگر) موضوع بسیار جالبی داشت که تقریباً درد خودمان بود؛
 درد و غصه های ۴ الی ۵ جوان یتیم هم محله ای.
 بعد از بازگشت از تهران تصمیم گرفتم گروهی تشکیل بدهم و نزدیکترین و صمیمی ترین دوستانم که از محله دولت آباد ایرانشهر بودند و همدیگر را خیلی درک میکردیم زیرا تعداد زیادی از آنها مثل بنده از نعمت پدر محروم بودند.
بعد از اجرای آن نمایش، آقای نصیراحمد ملازهی نمایشی به نام تولد دوباره را نوشتند که در آن لحظه همه متوجه استعداد فوق العاده نمایشنامه نویسی آقای ملازهی شدیم.
(تولد دوباره) نمایش بسیار جالبی بود که ۴۲تا ۴۳بازیگر بیشتر نداشت و من هم در این نمایش بازی کردم که بلاخره در بخش سرداران شهید انتخاب شد و تقریبا نمایش موفقی بود.
ما در کنار این فعالیتها در جشنواره دانش آموزی هم حضور پیدا کردیم
ما در خیلی از نمایشنامه هایی چون نمایش (مثل یک بعلاوه دو‌ و پیراهن پاره من) با هم کار کردیم
تا اینکه اتفاق بزرگ حضور ما در عرصه ملی در نمایشنامه حمل جیهند کلمتی با نویسندگی نصیراحمدملازهی رخ داد و حدود یک سال این نمایشنامه را با اتفاق هم کار کردیم و من نقش پیروک (پدربزرگ) حمل را در این نمایش برعهده داشتم.
 این نمایش تقریبا به شکل بازی در بازی بود و یک نمایشی با دردهای دوستان و دردهای آنچه که در ذهن آنها هست و پاسخ به اینکه چرا ما امروز حمل را نداریم؛ در واقع حمل اولین ضد استعمار بلوچ بود و این موضوع را یکی از دانش آموزان به عنوان موضوع انشا انتخاب می کند و آن را با حملان امروز مقایسه می کنند.
نمایش را اینجا اجرا کردیم و بسیار مورد توجه قرار گرفت و برای حضور در جشنواره کودک و نوجوان نمایشنامه حمل جیهند از بین ۲۰۰متن انتخاب شد.
با وجود مشکلات اقتصادی در آن دوران ما توانستیم با حمایتهای شهردار در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان که یک جشنواره فوق العاده حرفه ای بود حضور پیدا کنیم.
 دوستانی مانند فروتن و حمید گلی و خیلی از دوستانی دیگر که در عرصه کودک و نوجوان کار می‌کنند در آن جشنواره حضور داشتند و حضور ما در این جشنواره از هر جهت اتفاق بسیار بزرگی بود
از بین گروه حمل و جهنده نمایش منتخب جشنواره بود یک ماه شده تهران برای اجرا و ارتباط ما با مرکز هنرهای نمایشی و آهنگ بلوچ به عنوان یک گروه تئاتر معتبر در سطح کشور مطرح شود.
🔸آهنگ بلوچ به عنوان اولین سمن ثبت شده در شهرستان ایرانشهر و یا شاید استان محسوب میشود،فکر و ایده این موسسه از سوی چه کسی بود؟و چه عاملی شمارا برآن داشت تا به سمت ثبت موسسه بروید؟
🔹موسسه آهنگ بلوچ ایده و فکر چند دقیقه ای نبود بلکه حضور یک عده جوان به همراه دغدغه های برخاسته از جامعه بود که می‌خواستند به نحوی کار فرهنگی و هنری انجام دهند. به نظر من تنها راه به مقصد رسیدن همراه با توسعه آن منطقه، فرهنگ و هنر است و لازمه آن تشکیل موسسه بود.
مراحل شکل گیری موسسه از گروه نمایشی شروع شد و هدف اصلی موسسه آهنگ بلوچ گسترش فرهنگ و هنر بومی بود.
در واقع بعد از اجرایی که ما در مرکز تولید تئاتر کانون فکری کودکان و نوجوانان در تهران داشتیم
مهم ترین دغدغه ما این بود که تئاتر اگر چنانچه تحت عنوان گروه های نمایشی فعالیت کنند خیلی موفق تر می توانند عمل کنند
بنابراین به این فکر رسیدیم که باید به فکر تئاتر خصوصی باشیم.
در آن زمان فعالیت های تئاتر بعنوان انجمن های نمایشی مطرح بودند به همین دلیل ما مجبور شدیم از سازمان ملی جوانان استان یک مجوز تحت عنوان سازمان مردم نهاد جوانان آهنگ بلوچ در زمینه اقتصاد تئاتر فعال کنیم
سال۷۹ موفق شدیم تا موسسه آهنگ بلوچ رشد ثبت رسمی سازمان ملی جوانان شود.
بعد از ثبت موسسه، در قالب دیگری فعالیت های گسترده ای انجام دادیم از جمله؛ حضور در جشنواره‌های مختلف موسیقی و تئاتر، ساخت تیزرها و کلیپ های تبلیغاتی‌ و همچنین حضور در فیلم کوتاه.
حضور در فیلم کوتاه یک تجربه ای جدید بود
علاوه بر تئاتر به دلیل علاقه دوستان به موسیقی یک گروه موسیقی تشکیل دادیم و توانستیم مجموعه آثاری ازجمله مجموعه های آثار
نظیر ملازهی و نصیردامنی را ضبط کنیم.
 🔸هنر را چگونه معنی می کنید برای عموم؟
🔹هنر ابزار بسیار مهمی برای انتقال مفاهیم و پیام بشر است.
🔸آقای دشتی هنر و جایگاه هنر را در استان به چه صورت میبیند؟
🔹در زمینه جایگاه هنر در استان نیاز به بررسی بالاییست اما از نگاه خودم که یک دیدگاه شخصی است میگویم؛ متاسفانه ما شایسته و باعث نتوانستیم جایگاه هنر را در جامعه نهادینه کنیم یعنی هنوز مدیران و مسئولان ما از تاثیر هنر به عنوان ابزار بسیار مهم مطلع نیستند و به آن ایمان ندارند.
 ما در استان هنرمندان بسیار بزرگی داریم که در عرصه هنر برای خودشان کار می کنند نه با دغدغه مردم!
و چون سعی در انتقال درد مردم را ندارند و مردم نتوانسته اند با آنها ارتباط صمیمانه برقرار کنند.
در استان در حوزه هنرمندان و همچنین حوزه های مختلف دیگر ظرفیت های بسیار بالایی داریم؛
اگر به طبیعت استان بنگریم ما طبیعت بسیار خوبی داریم که هر هنرمند و مستندساز و زیر سازی به استان ما سفر کند واقعا احساس می‌کنند که اینجا بهشتِ لوکیشن است.
🔸چه پیامی برای هنرمندان،مردم و مسئولین دارید؟
🔹تمام ما تلاش کنیم که هنر به لحاظ جاذبه خدایی که در آن زیبایی هست ارتباط بسیار صمیمی با مردم و مسئولین ایجاد شود و بپذیریم که هنر به عنوان ابزار بسیار مهم در جامعه می تواند تغییر ایجاد کند و جامعه را به یک سمت و سوی توسعه ای حرکت دهد.
هنرمندان استان تلاش کنند با تولید مجموعه های فاخر که اول بتوانند به نوعی با مردم ارتباط برقرار کنند چون خواه و ناخواه مردم چیزی که دوست نداشته باشند و از دغدغه خودشان نباشند با او ارتباط برقرار نمی‌کنند و سعی بر پژوهش و تحقیق داشته باشیم تا بتوانیم دغدغه مردم را پیدا کنیم و به عنوان محتوا در نمایش نامه نویسی و بحث فیلم و هنرهای دیگر نقاشی و حجم سازی محتوا را از مردم بگیریم.
در جشنواره های استانی بارها شاهد بودیم که یک نمایشنامه و متن چاپی برای انتخاب و فقط محض مطرح شدن در جشنواره کار شده و به صحنه آمده اما دریغ از یک پیام که با دغدغه مردم ما باشد.
 ما باید از متولیان فرهنگی یک بخش بخواهیم که جایگاه هنر را در استان به یک شاخص هایی برساند که هنرمندان بتوانند در جامعه خوب نقش ایفا کنند.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true