مصاحبه با عبدالرحمن نورزهی کارگردان سینما | دوستان سلام
×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۱ بهمن - ۱۳۹۷  
it is true
false
true
مصاحبه با عبدالرحمن نورزهی کارگردان سینما

باسلام، برای همراهان دوستان خودتون معرفی کنید و یک بیوگرافی برایمان بگویید:

عبدالرحمن نورزهی، دانشجوی کارشناسی ارشد زبان‌های باستان، فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی سینما از دانشگاه سوره تهران، دانشجویان دانشگاه سوره بازیگران، هنرمندان موسیقی‌دانان، تئاتر، طراحان و نقاشان هرکدام از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شدند و وارد بازار کار شدند و بسیاری از هنرمندان کشورمان محصول این دانشگاه هستند که بخشی از فرهنگ و هنر ما را به دوش دارند و فعالیت می‌کنند و در فستیوال‌های داخلی و چه خارجی، اعم از سینما و رشته‌های دیگر هنری موفق شدند. یکی از اتفاقات مهم زندگی‌ام پذیرفته شدن در این دانشگاه و رشتهٔ سینما بود، من برحسب اتفاق سمت این رشته نرفتم بلکه تصمیم گرفتم بازیگری را ادامه بدهم چون بازیگر تئاتر و نمایشنامه‌نویس بودم، سعی کردم به دنبال تجربه‌های جدید بروم چون شاید تئاتر نتواند آن هدف و پیامی را که دارم کاملاً در یک گسترده وسیع انتقال دهد، پس وارد عرصه کارگردانی سینما شدم البته چند رشته پذیرفته شدم و رشته کارگردانی سینما را انتخاب کردم و علاقه داشتم که در همین رشته ادامه تحصیل بدهم و دو بار هم رشته ادبیات نمایشی زیرمجموعه سینما قبول شد اما تصمیمم بر آن شد که به سراغ رشته زبان‌های باستان برای ادامه تحصیل بروم.

فعالیت‌هایی که از ابتدا تاکنون داشته‌اید بگویید؟ از همان دوران کودکی فعالیت فرهنگی داشتم، در کلاس سوم دبستان اولین کتابخانه شخصی را برای اهل محله و محلات اطراف زندگی ایجاد کردم به فعالیت‌های فرهنگی علاقه‌مند بودم بالأخص خواندن کتاب، قبل از اینکه به مدرسه بروم به کتابخانه می‌رفتم و عکس کتاب‌ها رو تماشا می‌کردم و آرزویم این بود بعد از باسواد شدن کل کتاب‌های کتابخانه را بخوانم که خداروشکر تا کلاس اول راهنمایی توانستم همه کتاب‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان ایرانشهر را بخونم، آن زمان بیشترین وقتم را صرف خواندن کتاب در کتابخانه کودک می‌کردم و به‌جز مطالعه به کلاس نقاشی هم می‌رفتم، به هنر خیلی علاقه داشتم که بعدها منشأ فکری و زمینه‌ساز کار فرهنگی هنری من شد،، در آن زمان تئاتر نبود و رونقی نداشت و برای تماشای نمایش مسافت طولانی طی می‌کردم تا به سالن قدیم هلال‌احمر که اکنون دانشگاه آزاد است برسم و ببینم. تا اینکه در دوره متوسطه در هنرستان فنی شهید قلنبر ایرانشهر با کمک آقای رسول حسین بر استارت تئاتر زده شد و در ابتدا بازیگر بودم. چه عاملی باعث شد در این حوزه به فعالیت کنید؟ سینما برای تندیس بلوچستان تندیس بسیار زشتی را طراحی کرده بود و مارا با چهره بسیار بد نشان داد و معرفی کرد و به عبارتی سینما تازیانه‌ای بوده بر گرده بلوچستان، مثل صاعقه‌ای نام بلوچ را در کشور سوزاند و فرهنگ بلوچ را خیلی بد جلوه داده بود، این امر باعث شد تا رشته کارگردانی سینما بخوانم البته به هر شخصی که این تصمیم را بیان می‌کردم مورد سخره قرار می‌گرفتم یا غیرقابل‌باور بود و یا اصلاً اطلاع نداشتند که رشته‌ای به نام کارگردانی سینما هم وجود دارد و از آن زمان تاکنون بیست سال گذشته تا امروز یک بلوچ هم وارد این عرصه سینما نشده وجای بسی تأسف است، پزشک، مهندس را می‌توان از جایی دیگر به‌جایی انتقال داد اما کارشناس فرهنگی، هنری با داشتن دغدغه برای فرهنگ بلوچ پیدا نخواهد شد، در سینمای ایران و سینمای جهان بخشی به نام سرمایه‌گذار است و یا اسپانسر، ما افرادی که ازلحاظ مالی توانایی سرمایه‌گذاری دارند راداریم که اگر همکاری می‌کردند شاید در سال ده تا فیلم سینمایی یک میلیارد یا دومیلیاردی بسازیم اما متأسفانه هیچ‌کدام قدم پیش نگذاشتند و تا بخواهند فیلمی درباره فرهنگ و هنر بلوچ بسازیم باید از یکجایی ازخودگذشتگی کرد تا از فرهنگ و هنر بلوچ رو هم پویا کنیم و هم معرفی صحیحی نسبت به جوامع دیگِ تا به‌عنوان قاچاقچی و تروریست معرفی نشود و شناخته نشود. از چه سالی فعالیت هنری خودتون رو شروع کردید و در چه عرصه‌ای؟

از سال ۱۳۶۸ وارد عرصه هنری تئاتر با کارگردانی رسول حسین بر شدم و همچنان ادامه دادم و در جشنواره دانش‌آموزی و استانی شرکت کردم و در آن زمان مدتی مسئول انجمن نمایش ایرانشهر بودم و چندین جشنواره برگزار کردم و جشنواره تئاتر ایرانشهر که در حال حاضر دایر است، از اولین جشنواره تا چندین جشنواره حضور داشتم نسل تئاتر امروز مدیون زحمات نسلی که بادل و جان در آن زمان فعالیت می‌کردند تا فرهنگ و هنر شهر خود را نشان بدهند.

اولین تجربه خودتون رو درزمینهٔ فیلم‌سازی بیان کنید؟

در سال ۷۸ وارد سینما شدم و به‌صورت مستقل کارکردم و فیلم کوتاه می‌ساختم و برای کسب تجربه به‌عنوان مشاور پروژه‌های دوستانم را تهیه‌کنندگی می‌کردم. در سال ۸۳ فیلم تنهایی، که یک فیلم تجربی بود ساختم گرچه قبل از فیلم تنهایی تجربه ساخت چند فیلم کوتاه را داشتم. آقای نورزهی با توجه بااینکه اولین فارغ‌التحصیل کارگردانی سینما در سیستان و بلوچستان هستید و هم تحصیلات آکادمیک دارید برای برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی چون کارگردانی، نویسندگی برای جوانان علاقه‌مند چه اقدامی انجام دادید و کارگاهی برگزار کردید؟

در ایرانشهر کلاس‌های بازیگری قبلاً برگزار کردم، به مدت هم در شهر بندری چابهار کلاس بازیگری برای سنین مختلف (کودکان و نوجوانان و بزرگ‌سالان) برگزار کردم و خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت، استقبالی که تلفیقی از بومیان و غیربومیان چابهار بود. شهر بندری چابهار اقوام مختلفی را در خود جای‌داده است از اقصی نقاط ایران‌زمین در این شهر زندگی می‌کنند و این استقبال در بومیان و غیربومیان مشاهده شد، استعدادهای بسیار نابی داریم، اما متأسفانه قدرت ما محدود است و ما نمی‌توانم از تمامی این استعدادها استفاده کنم این بازیگران مستعد دو یا چند دوره را طی می‌کند و امید دارند و خواهان این هستند در فیلم و یا سریالی ایفای نقش بکنند یا تئاتر…اما من به دلیل کمبود بودجه پروژه کمتر انجام می‌دهم چون معتقد هستم باید کاری که درشان مردم انجام شود، انجام بدهم و سعی دارم پروژه‌ای که در منطقه انجام می‌دهم در سطح ملی و فراتر از ملی دیده شود که خداراشکر چنین بوده است در فکر کار آبکی و پولکی نیستم و دوست دارم کارهایی انجام دهم که مخاطبم راضی باشند

یک بازیگر خوب ازنظر شما چه شخصی می‌تواند باشد و چه معیار و شاخص‌های رو برای انتخاب یک بازیگر در فیلم هاتون در نظر می‌گیرید؟

این بستگی به سوژه، کاراکترها و نقش‌ها دارد و من معیارم برای انتخاب بازیگر چیه، بحثی ست جدا، موضوع انتخاب بازیگر رابطهٔ مستقیمی با سرمایه دارد اگر ما سرمایه قابل‌توجهی در اختیار داشته باشیم بازیگر را با تناسب فیلم انتخاب می‌کنیم که ایفای نقش کند ولی اگر سرمایه کمی در دسترس باشد و یا نداشته باشیم مجبور هستیم از بازیگرانی استفاده کنیم که نا بازیگر هستند. در حیطه بازیگری، نا بازیگر، غیرحرفه‌ای، بازیگر، بازیگر حرفه‌ای و سوپراستار داریم و من بالا اجبار در فیلم‌هایم از نا بازیگر استفاده کردم، در پروژه سینمایی فصل روشنایی از سرکار خانم مونا عطایی که زحمت بازیگردانی این پروژه را به عهده داشتند و باهم با بچه‌ها تمرین کردیم، قدردانی کنم. نظر خودتون را درباره میزان استقبال و حضور بانوان در عرصه هنر بخش سینما بفرمایید؟ در این پروژه حضور بانوان خیلی پررنگ بوده و این در تست بازیگری که انجام دادم کاملاً مشهود است، چون برای تست بازیگری فیلم فصل روشنایی حتی از روستاها حضور پیدا کردند و من فکر می‌کنم شاید چند هفته طول کشید تا تست بازیگری انجام گرفت و در این فیلم تصمیمم بر آن شد که از بازیگران تهرانی استفاده نکنم و سعی کردم فضا رو به سمت بومی گری سوق بدهم خوشحالم بانوان بومی در این پروژه بودند توانستند به‌خوبی ایفای نقش کنند با توجه به فضاسازی که در فصل روشنایی انجام دادم، خوشبختانه برای مخاطبینی که این فیلم چه در داخل و چه خارج از کشور را تماشا کرده بودند، یک همزادپنداری با کاراکتر و شخصیت‌های من ایجاد شد و همین انگیزه باعث شد تا بسیاری از بانوانی که بازی بازیگران زن را مشاهده کرده بودند متقاضی شرکت در پروژه‌های بعدی من باشند. این باعث خرسندی من است که چند چهره و استعداد را به استان معرفی کنم چراکه در آینده سرمایه‌های بلوچستان خواهند بود. سرمایه ، سرمایه را جذب خواهد کرد وقتی سرمایه‌هایی چون کارگردان، بازیگر، فیلم‌بردار، فیلم‌نامه‌نویس، نورپرداز، عوامل فنی و … جذب کنیم، این‌ها خود سرمایه‌های نقدی و غیر نقدی را به جامعه بلوچستان تزریق خواهند کرد و جامعه ما پویا خواهد شد و جامعه‌ای پویا خواهد بود که با جوامع دیگر ارتباط داشته باشد و جامعه‌های که در خود فرورفتن رشد نکردند و سینما می‌تواند جامعه مارا به پویایی برساند. سوژه‌های که انتخاب می‌کنید برای ساخت فیلم برچه اساس است؟ سوژه‌های که انتخاب می‌کنم معمولاً دغدغه‌هایی که دارم ابتدا بررسی می‌کنم و در ادامه توان مالی خودم را می‌سنجم بعد سراغ ساخت فیلم می‌روم ولی گاهی سرمایه ساخت فیلم را ندارم سراغ دغدغه‌های بعدی می‌روم. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های من معرفی فرهنگ و هنر این منطقه است و اینکه ساخت پروژه‌های اندیشه‌ای و فکری و پرمحتوا را شروع کنم اما چون احساس می‌کنم به مردمم دین‌دارم و هنوز فعالیت خاصی انجام ندادم پس زود است سراغ پروژه‌های اندیشه‌ای دیگر بروم، گرچه این خود منشأ اندیشه است که از یک قومی دفاع کنم وقتی در فیلمم معضلات اجتماعی را بیان می‌کنم یا پوشش مردم بلوچ را تاکنون بد جلوه داده‌شده و معرفی‌شده بود ، به‌طور صحیح معرفی می‌کنم این دغدغه من است اما اگر یک سرمایه‌گذار خوب داشته باشم مطمئنم فیلم و پروژه‌های بهتری خواهم ساخت، سینما مساوی با اقتصاد است و همچنین از دو مقوله صنعت و هنر ساخته‌شده، وقتی صحبت از صنعت به میان می‌آید بحث سرمایه هم می‌آید سینما بدون سرمایه موفق به ساخت فیلم فاخر نخواهد شد اما در همه هنرها اگر جمعی کارکنیم موفق‌تر خواهیم بود. در مورد فیلم سینمایی فصل روشنایی که جدیداً پخش شد مختصر توضیحی بدید و چه مدت طول کشید تا بتوانید این کار را به اتمام برسانید؟ آیا اسپانسری در این زمینه داشتید؟ ایده این فیلم را یکی از دوستان به من داد البته مختصر توضیحی در چند خط بیشتر نبود و من هم دیدم که سوژهٔ جالبی است و مخصوصاً یکی از معضلات اجتماعی مردم استان و جامعه است، تقریباً پیش‌تولید آن سه تا چهار ماه طول کشید تا جمع‌وجور نمودن عوامل پشت‌صحنه، لوکیشن یابی و دکورسازی … نهایتاً پروژه کلید خورد و پیش‌تولید آن در پاییز و زمستان ۹۳ و تولید فیلم در ابتدای سال ۹۴ در منطقه چانف لاشار شروع شد. این فیلم سرگذشت سه نسل را بازگو می‌کند، نسل پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، مادران و نسل جدیدی که دختران امروزی بلوچ هستند، در لایه زیرین فیلم خرافاتی به نمایش درمی‌آورد و بازگو می‌کند که تنها مختص بلوچستان نیست حتی ایران و کل دنیا را به خودش گرفتار کرده و می‌پردازد. درواقع من این موضوع را موردنقد و بررسی قراردادم و تلاش کردم به مخاطبم بقبولانم و نشان بدم که همه این‌ها خرافات است ورمال‌ها با شیوه هنری و سوءاستفاده از عدم آگاهی مردم دکان بازکرده‌اند و کسب‌وکاری راه انداخته‌اند و با دادن تعویض و خرافات و…، نتیجه‌ای جز نابودی سرگذشت بسیاری را افراد بی‌گناه نداشته است. در ادامه بحث دیگری که در فیلم به تصویر کشیدم که اندیشه‌های سه نسل را بازگو می‌کند، که یک نسل (نسل قدیمی و گذشته) قصد دارد برای نسل جوان تصمیم بگیرد، اما نسل جوان امروز که همان دختران امروزی هستند و اجازه نمی‌دهند و یکی از این تصمیمات ازدواج‌های اجباری است که این نسل تن به چنین ازدواج‌هایی نمی‌دهند چون با این کار خود وزندگی‌شان را نابود می‌کنند. نگاه شما به موضوعات و مسائل اطراف چیه؟ بحث آموزش در هنر که باید موردتوجه قرار بگیرد، متأسفانه بحث آموزش در استان در همه زمینه‌ها بخصوص هنر خیلی کم به آن پرداخته‌شده است، در بلوچستان در رشته‌های مختلف موسیقی، موسیقی‌دان‌های زیادی داریم اما هیچ‌کدام تحصیلات آکادمیک موسیقی ندارند، اگر موسیقی‌دانان ما در سطح خیلی بالا فعالیت می‌کنند به خاطر توان و استعداد ذاتی است توانایی که از راه گوش دارند، کار می‌کنند اگر حداقل کسانی رو می‌داشتیم که تحصیلات دانشگاهی موسیقی داشتند وضعیت موسیقی ما به‌مراتب بهتر بود و یا اگر ده کارگردان سینما داشتیم وضعیت این‌طور نبود و یا اگر بازیگر و کارگردان‌های حرفه‌ای داشتیم امروز شاهد لودگی بازیگران یا اجاره کارگردان نبودیم چون هنوز تفاوت بازی در تلویزیون و تئاتر را نمی‌دانند و پیمانکاری در سینما ضعف ما را نشان می‌دهد که هیچ هنرمند در هنرهای خاص نداریم و این بازمی‌گردد به بحث آموزش که ما پیگیر آموزش برای رشته‌های هنری نبودیم برای مسئولین رشته‌های پزشکی و یا مهندسی دغدغه باشد اما رشته هنر و فرهنگ دغدغه هیچ‌کس نیست و توجهی به این رشته نمی‌کنند دوست دارند در تمام هنرها شاهد بهترین‌ها باشند اما هیچ‌کدام تلاشی نکردند برای آموزش در بخش فرهنگ و هنر برنامه‌ریزی کنند درحالی‌که می‌توانستیم بهترین رشته‌ها را در زاهدان و چابهار برنامه‌ریزی کنیم و آموزش را جدی بگیریم اما متأسفانه در مقوله هنر محروم هستیم همچنین بحث آموزش در هنر می‌تواند مارا متحول کند دنیای امروز، دنیای رسانه است. متأسفانه مردم ما در این زمینه آموزش ندیدند که از هنر چگونه استفاده کنند اگر ما در عرصه‌های مختلف هنر از همان ابتدا به فرزندان خود توجه کنیم و برنامه‌ریزی داشته باشیم که در رشته‌ای علاقه‌مند هستند گرایش پیدا کنند خیلی مهم و ضروری است که بلد باشیم که چطور آن را پرورش دهیم. متأسفانه در منطقه ما فراموش‌شده که رشته‌ای به نام هنر وجود دارد. بحث دیگر سالن‌های سینما در استان سیستان و بلوچستان است که نیازمند نگاه ویژه مسئولین را خواهان است شهرهای ما با توجه به ظرفیت خود باید سالن سینما داشته باشند و دولت بایددراین زمینه چاره‌اندیشی کند. تابتواند سینماهایی درخورشان مردم ساخته شود تا در کنار سینما و خانواده لذت ببرند. برنامه شما برای آینده چیست؟ دوست دارم فیلم‌نامه‌های خوب بنویسم، چون معتقدم تا فیلم‌نامه خوب و تأثیرگذار نباشد یک فیلم سینمایی خوب ساخته نخواهد شد، امیدوارم که بتوانم فیلم سینمایی که تاریخ دیار بلوچستان را خوب نشان دهد بسازم. دوست دارم اندیشه انسانی و اسلامی خودم را به جامعه انتقال بدم امیدوارم این توفیق نصیبم بشود تا پروژه‌های پربار و مفیدی انجام بدهم و ثمربخش باشد برای جامعه‌ای که در آن هستم از انسانیت، عشق، آزادی، بتوانم جامعه بلوچستان را به ملت طوری معرفی کنم که ما مردمی خشونت‌طلبی نیستیم، ما مردمانی ایرانی هستیم که قدمت ما به بلندای تاریخ ایران است و مرزبانان خوبی برای مملکت خود بوده‌ایم و هستیم یکی از مهم‌ترین وظایف شبکه‌های استانی حفظ هویت بومی است به نظر شما تا چه میزان در این زمینه موفق بوده‌اند؟ اینکه شبکه استان تا چه حد موفق بوده‌اند، هر جا ضعف و قوتی وجود دارد تا چه اندازه موفق بوده من اظهارنظر نمی‌کنم افکار عمومی باید نظر بدهند تا چه اندازه موفق بوده‌اند، نسبت به سال‌های گذشت بهتر شده است و این واقعیتی قابل مشهود است آقای کردستانی نگاه ویژه‌ای به این منطقه داشتند و ما این را به فال نیک می‌گیریم و تلاش ایشان در جهت پویا شدن برنامه‌ها بوده است و ایشان مدیر فهمیده و کار درستی بوده‌اند و با درایت به این سمت گمارده شده‌اند و باتجربه هستند من قبلاً فقط درباره ایشان شنیده بودم و دیدار نداشتم وبانی بسیاری از جشنواره‌ها بودند اما وقتی با ایشان ملاقات نمودم و مدیریت این بزرگوار رو دیدم واقعاً قابل‌ستایش است فعالیت‌هایی که انجام دادند در حوزه هنری بیانگر تجربه‌ای که داشتند بود.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true