کد خبر: 2871

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۲۰ - ۹:۲۴

نقش “هامین” (فصل خرما)در زندگی مردم بلوچ

نقش “هامین” (فصل خرما)در زندگی مردم بلوچ در گذشته مردم بلوچ با شناختِ زیست بوم خویش ، از تغییرات بسیاری که در مناطقی با چندین فرسنگ فاصله از آنها رخ می داد ، آگاهی می¬یافتند که باعث سفرهای طولانی به آن نواحی می¬شد. مردم حوزه دشتیاری و چابهار با مشاهده ی دگرگونی¬های محیطی از طبیعت […]

نقش “هامین” (فصل خرما)در زندگی مردم بلوچ

در گذشته مردم بلوچ با شناختِ زیست بوم خویش ، از تغییرات بسیاری که در مناطقی با چندین فرسنگ فاصله از آنها رخ می داد ، آگاهی می¬یافتند که باعث سفرهای طولانی به آن نواحی می¬شد. مردم حوزه دشتیاری و چابهار با مشاهده ی دگرگونی¬های محیطی از طبیعت محل زندگی خویش از فصل خرما یا هامین در مکران مرکزی ( نیکشهر، قصرقند، سرباز و…) آگاهی پیدا می-کردند و این عاملی برای سفر به این مناطق می¬گشت. البته راه شناخت مردم منطقه دشتیاری با ساحل نشینان متفاوت بود. اشعار کوتاه و ضرب¬المثل¬هایی درباره فصل خرما گواهی از چنین شناختی در این مناطق است که نگارنده در صدد بررسی و تحلیل اینگونه اشعار در یادداشت مزبور می¬باشد.

بادی به نام” کوش”، ” جهل گوات” یا “چِلیم” که معمولا در فصل گرما به صورت نسیمی خنک و ملایم از پایین دست در هنگام عصر شروع به وزیدن می¬کرد نخستین پیام طبیعت درباره آمدن “هامین”برای مردم دشتیاری بوده است. . که پس از آن، ابرها در سحر¬گاه به صورت نم نم شروع به باریدن می¬کردند و همچنین در همین زمان درخت بیابانی به نام” کهیر” کم کم برگ-های تازه و با طراوت را جایگزین برگهای کهنه می¬کرد چنان که سایه¬ی آن بسیار گسترده می¬گردید و حتی طول آن افزایش می-یافت. مردم دشتیاری همچنین با مشاهده جوانه زدن بوته¬های هندوانه که پس از بیست روز محصول می¬دادند ،از آمدن “هامین ” در مکران مرکزی کاملا آگاه می¬شدند. در حالیکه مردم دریایی یا ساحل نشین” میِد” پیام طبیعت از آغاز فصل خرما را مجموعه هفت ستاره¬ در کنار یکدیگر به نام (پور) که هر سال یکبار در سحر¬گاه با چشم غیر¬مسلح قابل مشاهده می¬بود، دانسته¬اند.

“هامین” برای مردم مناطق چابهار و دشتیاری به منزله سفری طولانی و لذت¬بخش بود چرا که بودن خرما، برنج محلی، آب فراوان و از سوی با مهمان¬نوازی دوستان و خویشاوندان می¬توانستند مراسم عروسی و شادی را در آنجا برگزار کنند البته مردم مکران نیز همچون آنان از آمدن دوستان و فامیل سرمست بودند. نا¬گفته نماند که هر بخش از مردم دشتیاری و چابهار به منطقه مورد¬نظر هر ساله خود می¬رفتند بطوری که مردم کنارک به مخت، پوتاپ، کله¬گان و نیکوجهان،و مردم پُزم، تیس و محله شیریان چابهار به روستای هیچان،همچنین مردم دشتیاری به روستاهای کشیک،داروکان، حمیری و آب¬بند،و مردم تلانگ دشتیاری به قصرقند و مردم روستای باهو کلات دشتیاری نیز به سرباز می¬رفتند. . که این براساس مسیرهای ارتباطی میان دو منطقه بود. البته در این رفت و آمدها وصلت¬هایی نیز شکل می¬گرفت .

مردم منطقه دشتیاری و ساحل نشینان با شناختِ تغییرات زیست محیطی ، آگاهی لازم درباره سایر مناطق که پیش از عصر ماشین، چندین روز یا هفته طول می¬کشید، تا به مقصد برسند ،دست می¬یافتند. بنابراین آگاهی مردم بلوچ از طبیعت نشان از رابطه دو سویه ، هماهنگ و سازگار میان طبیعت و آنان بوده، که بسیاری از رفتارها و فعالیت¬های مردم را براساس آگاهی زیست محیطی خویش تنظیم کرده بودند. به طوری که طبیعتِ زندگی خود را بخشی از وجود شان می¬دانستند و بخاطر همین، طبیعت نیز همیشه با آنان هماهنگ بوده است. اما پدید آمدن شهرنشینی، تکنولوژی، علوم و فنون جدیدِ ناهماهنگ با زیست بوم آنان و… چنین رابطه¬ای میان مردم و طبیعت زندگی¬شان در هاله ¬ای از ابهام فرو برده است و حتی به نظر می¬رسد قوم بلوچ¬ هنوز نتوانسته¬ با محیط امروزی خویش رابطه¬ای متقابل و دو سویه برقرار نمایند که این خود زمینه¬ی بسیاری از بی¬هویتی¬ها و سردرگمی¬ها در میان آنان خصوصا قشر جوان را موجب شده است.

سیما ریسی  دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران مرکز.

Telegram.me/simaye_agahi

سیمای آگاهی

ارسال دیدگاه