۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار
  • شناسه : 9946
  • 05 ژوئن 2016 - 1:05
  • 117 بازدید
  • ارسال توسط :

حادثه دلخراش و ماجرای جوانمردی از زبان فرشته زمینی آقای عبدالغفورامیری

درود به خداوندی که ما را لایق زمین دانست درود به مهری که در دلهایمان جاریست. درود به مادران سرزمینم که نیک بودن و نیک ماندن و مهرآوری را به فرزندانشان آموخته اند درود به پدران سختکوش سرزمینم که با زخم های پینه بسته دستانشان غیرت و ایثار به فرزندانشان یاد می دهند درود به […]

درود به خداوندی که ما را لایق زمین دانست درود به مهری که در دلهایمان جاریست.
درود به مادران سرزمینم که نیک بودن و نیک ماندن و مهرآوری را به فرزندانشان آموخته اند
درود به پدران سختکوش سرزمینم که با زخم های پینه بسته دستانشان غیرت و ایثار به فرزندانشان یاد می دهند
درود به امید، آینده، امروز، دیروز، فردا
درود به تو ای بلوچمرد غیور که از روح خدایی و برای بهشتی زیستن به این زمین آمدی ، بلوچمردی که با جانفشانی اش توانست در لابلای آتش خودرو ها جان کودک معصوم را با همکاری مادر فداکارش که متاسفانه جان داد ، نجات بدهد.
دیشب غفور تنها بود
وقتی کسانی که آنجا بودند
به او گفتند : نرو
غفور گفت : مرگ یکبار اتفاق می افتد

عبدالغفور امیری عزیز که جانش را وسیله ای ساخت تا جانی را به جهان بازگرداند و طفلی را برای خانواده ای ناکام نجات دهد.
عبدالغفور امیری به من اموخت که انسانیت به نژاد و قوم ، تحصیل نیست بلکه به سرشت و نهاد فرد است
?بنام خداوندگار جان و خرد
سلام به تمامی انسان های نوع دوست
اینجانب عبدالغفور امیری، برخود واجب می دانم از تمامی هم استانی های عزیز ،همشهری ها و دوستان که در جریان نجات دختر معصوم که در آتش سوزی تصادف دو سواری در چند شب اخیر؛نسبت به بنده در فضای حقیقی و مجازی ابراز احساسات نموده اند و از بنده تعریف و تمجید کرده اند، کمال تشکر و قدردانی رو دارم.
ضمنا” این حقیر، آن عمل را وظیفه انسانی خود و لطف الهی می دانم و بر خود می بالم که بنده رو وسیله نجات آن دختر پاک قرار داده است .ارادتمند شما عبدالغفور امیری
?دست مریزاد امیری جان که چراغ انسانیت را پر فروغ کردید سپاس ویژه دارند دوستان امیری جان واقعا زبان قاصر از تشکر هست تاریخ سرش را در برابر عظمت شما خم کرده و به احترامتان تا ابد خواهد ایستاد درس جوانمردی را به ما اموختی که در هیچ کالجی ان را فرا نگرفته بودیم
? قربان شما من کوچک شما دوستان و سروران گرامی هستم این لطف خدا بود که شامل حال بنده حقیر شد و خوشنامی رو نصیب من کرد و منو وسیله قرار داد تا جان دختر معصوم رو نجات بدهم من سپاسگزارم از همدردی و همدلی شما همه دوستان گرانقدر این حکمت خدا بود در اون لحظه اونجا باشم و وظیفه انسانی خودم دونستم که جان دختر رو نجات بدم و هر کاری از دستم بر امد کردم
? ضمن خیر مقدم خدمت شما دوست خوبم ابتدا سپاسگزاری میکنم از شما جهت حضور در گروه دوستان سلام .
سعی میکنم ان شالله زیاد وقتت رو نگیرم هم اینکه تازه از راه رسیدین و دستهای شماهم دچار سوختگی شده اند
?لطفا جهت اشنایی بیشتر عزیزان حلضر در گروه لطفا بیوگرافی خودتون رو بفرمایید
?بنده کوچک شما عبدالغور امیری هستم در شهرستان نیکشهر زندگی میکنم سیستان و بلوچستان و ۳۶سال سن دارم
?اقای امیری عزیز ازدواج کردین و بچه دارین ؟!
?ازدواج کردم بچه ندارم
? دوستان میخواهند شرح واقعه رو از زبان شما بشنوند
زندگی هر فرد برای خودش شیرین است و اون لحظه احساس نکردین که نسبت به خانواده و همسرتان وظیفه ای دارید و نباید جانتان را به خطر بیاندازید؟!
اقای امیری چه چیز باعث شد که دست به همچین عمل جوانمردانه ای زدید ؟
?چند شب پیش داشتم میرفتم توی مسیر پنجاه کیلومتری نیکشهر به طرف ایرانشهر .دو ماشین بهم تصادف کردن یه ماشین تا من رسیدم اتیش گرفته بود کامل کوهی آز اتش بود خودم تنها توی ماشینم بود پیاده شدم به ماشین های دیگه گفتم بریم ببینیم کسی زنده است دوان دوان رفتیم نزدیک بقیه پشت سر من ماندن خودم رفتم کنار در وایستادم خانمی رو دیدم گفت منو بیارید بیرون کمک کنید اتیش خیلی زیاد بود صدای انفجار کوچکی از ماشین کناری اومد رفتم کمی عقب دوباره برگشتم پیش ماشین درا رو چک کردم باز نمیشد خانم بلند کردم نتونستم راننده دقیقا یادم نیست تکان میخورد یا نه ولی خانم سالم بود باز صدای انفجار کوچکی امد رفتم عقب هر کسی که قبلش امده بود فرار کردند ، کسی نیامد کنارم به ایستد ! بعدش متوجه شدم که دختر بچه روی داشبورد چسبیده پااش زیر فرمون و سرش توی دستان مادرش است داره گریه میکنه چون دوبار که رفتم کنار ماشین متوجه دختر بچه نشده بودم انگار معجزه شده بود یه دفعه من متوجع اون شدم بعدش زور زدم بیارم بیرون ولی خیلی گیر بود اتیش از هر طرف شعله هاش میامد از زیر ماشین جلوی ماشین ، هر لحظه امکان انفجار بود ،
یه لحظه از پشت سر شنیدم بهم گفتن نرو اقا منفجر میشه گفتم تا زمانی که فاطمه زهرا نسوخته من هم نمیسوزم فکر میکردم فاطمه جای بچه نداشته ام است و خانم نجوان جای خواهرم و یا مثل خاخواده خودم استدمگه میشه خانواده خودم رو ول کنم بعدش نگاه کنم چطور داره اب میشه در همین لحظه دستامو قفل کردم زیر بغل فاطمه زهرا گفتم انسان مگه چند بار میمیره وقتی فاطمه نمیسوزه من چطور میسوزم محکم رفتم جلو و با کمک مادرش اوردم بیرون کشیدم نزاشتم پاهاش به درب ماشین بخوره بعدش سریع بردم داخل ماشین خودم گذاشتم باز برگشتم کنار ماشین داد زدم کپسول اتش نشنانی یکی کمک کنه دیگه اتیش همه جا رو گرفته بود خیلی شعله زیاد بود کسی رو ندیدم وقتی کار از کار گذشته بود یک کپسول دستم رسید ولی حواب نداد مادر دختر زنده زنده سوخت کاش کسی کنارم بود تنها نبودم توی اون اتیش تنهای نمی جنگیدم میتونستیم شاید مادر فاطمه زهرا رو نجات بدیم ولی صد افسوس از مردمانی که بجای کمک پا به فرار گذاشتن و فقط تماشاچی میدان اتیش بودن بعدش فاطمه رو نزاشتم توی مسیر بخوابه با ماشین خودم اوردم بیمارستان نیکشهر محمدرسوالله . بخاطر این بیشتر از مادرش میگم چون زنده بود و به پدرش دسترسی نداشتم پدرش راننده بود ، اون طرف راننده اتیش خیلی شعله ور بود و پدرش دسترسی نداشتم
اتیش اون ماشین باعث مشتعل شدن این ماشین شد
?ماشین مقابل چطور ؟علت اتیش سوزی چه بود
?نمیدونم وقتی من رسیدم با ماشینای دیگه از ماشین پژو ۴۰۵ معمولی فقط اتیش دیده میشد ، هنوز ماشین مرحوم علی هاشمی فقط یه طرفش اتیش بود و زیرش اتیش بود ولی شعله ها هر لحظه بیشتر میشد فقط وقت داشتم صدم ثانیه تصمیم بگیرم امکان انفجار هر لحظه هم بود ، فاطمه خدا رو شکر عمل شد الان خونریزی داخلی داشت خوبه انروز مرخص شده فرادتوی بیمارستان امام علی چابهار بستری بود فراد ان شالله میره طرف زاهدان من دیشب زاهدان رفتم خدامت پدر بزرگ فاطمه برای پرسه .من فاطمه رو دختر خودم میدونم برای من خیلی با ارزش است فاطمه ، خیلی
?اگر کسی یک انسان را از مرگ نجات دهد مثل اینست که تمام انسان ها را از مرگ نجات داده است
قران کریم

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*